Saturday, 13 August , 2022
امروز : شنبه, ۲۲ مرداد , ۱۴۰۱ - 16 محرم 1444
برچسب : ابوذربابایی زاده

شهرمن من به تو می اندیشم!

خرم‌آباد را هرکسی طوری توصیف می‌کند ، نه اینکه قصه‌ی فیل مولانا باشد ، نه ، اساساً بستگی به زیست هر نسلی این شهر تغییر کرد و آنقدر دست به دست شد ، دست دستی شد، که دسته‌ی چندمش رسید به دست نسلی که امروز می‌گوید :بزرگ بشم از این ” خراب‌شده می‌روم انگار نه […]

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

وضع موجود ؛ وضع فردا!

جدالِ "بانیان وضع موجود" با "بانیان وضع‌ فردا" از همان انتخابات ۱۳۹۶ شروع شد و تا امروز ادامه دارد....

۲۷ فروردین ۱۴۰۱

یادداشت های من

زنگ تفریح لازمیم!

پیش تر اعتراف کرده بودم که استثنای مرغ سحر که گوش دادنش جهت درمان برخی دردهای خفیف سمت چپ قفسه سینه بود ، من شجریان گوش نمی‌دادم اما تا دلت بخواهد اقبالی و حامدی و اینها گوش می‌دادم؛ حالا اگر بخواهم پرونده‌ام را تکمیل کنم باید بگویم من زیاد موسیقی لری را گوش نمی‌دهم از بس شعر ندارند....

۱۰ فروردین ۱۴۰۱

یادداشت های من

میزبان غافلگیر از این همه میهمان!

می‌دانم امروز به وقت اولین روز از سال نو زمان مناسبی برای نشان دادن وضع موجودمان نیست اما گیریم که گفتیم اینجا همه چیز گل و بلبل است ، میهمان کور که نیست ، می‌آید می‌بیند وضعمان را!

۰۱ فروردین ۱۴۰۱

یادداشت های من

صدسال خستگی!

یک چیزهایی سالهاست که تمام شده و ما فقط یادش را گرامی می‌داریم مثل طعم خیار ،گوجه ، هندوانه ،عیدنوروز ،گوشت چرخ‌کرده گوسفندی ،مرغ ، شب یلدا ،خربزه ،همسایه ،نان سنگک ،انتخابات پرشور و این چیزها…

۲۹ اسفند ۱۴۰۰

یادداشت های من

هوای هم رو داشته باشیم

گفت کار خوبه خدا درست کنه ، سلطان محمود خر کیه… چهارراه رو که رد کردیم به افسر سلام کرد! امان نداد فکر خوب کنم ، گفت: روزی دوبار سلام کنی قیافت براشون آشنا میشه، تو رودربایستی جریمه‌ات نمی‌کنن! گفتم: من خیلی فکر کردم ، کار خوبه خدا درست کنه اما خدایی سلطان محمود هم […]

۲۵ اسفند ۱۴۰۰

یادداشت های من

انگشتانِ خطارکار من!

یکی ما را فحش داد، گفتم اشکال کار از ماست ، در طول حیاتمان هرگز تلاش نکردیم به خطاهایمان با کمی اغماض رسیدگی کنیم تا خبط‌هایمان را هرچهارسال تکرار نکنیم و اینجوری هوای هجرت نداشته باشیم! این بدن ما از زبان تا همین دست‌ها نباید به این سادگی قسر در بروند! مثلاً همین دست! یا […]

۱۰ اسفند ۱۴۰۰

یادداشت های من

وقتی بدانی وسط تاریخ ایستاده‌ای!

وقتی بدانی وسط تاریخ ایستاده‌ای مجبوری بزرگ رفتار کنی ،حتی اگر قد و اندازه‌ات مال این حرفها نباشد ، این را من نمی‌گویم ، در تاریخ تمام نشانه‌هایش هست!

۰۹ اسفند ۱۴۰۰

عرقی که خشک شد،مزدی که پرداخت نشد!

امروز کارگران شهرداری منطقه 3 خرم آباد در مقابل استانداری لرستان تجمع کرده بودند با بنری که از لحاظ نوشتاری ایراد داشت و زیویار را استاندارخرم آباد خطاب کرده بود اما چیزی مهم تر از مقام استاندار آنجا در دل بنر همه چیز را به حاشیه برده بود، مساله ای به نام حقوق های عقب افتاده!

۰۲ اسفند ۱۴۰۰

یادداشت های من

تشنگان قدرت

باید دوره‌های ریاست‌جمهوری هر دو سال یک‌بار میان دو جناح اصلی کشور رد و بدل گردد ورنه فاجعه رخ می‌دهد! شما نمی‌دانید وقتی یک نفر عاشق خدمت ، هشت سال از قدرت دور می‌ماند به وقت بازگشت نه به عزل رقیبش که گلاب به رویتان به کمتر از چوب در آستین‌ کردنش، رضایت نمی‌دهد! هشت […]

۲۶ بهمن ۱۴۰۰

یادداشت های من

به نام حضرت پدر

اینکه دقیقاً چه شد، تصمیم گرفت: " آدم باشد " نمی دانم

۲۵ بهمن ۱۴۰۰

یادداشت های من

وطن / هم وطن!

وطن خاکی است که آدم بر آن زاده می‌شود ،راه می‌رود، بچگی می‌کند، جوانی می‌کند، خطا می‌کند، خامی می‌کند، سجده می‌کند، پخته می‌شود،باز خطا می‌کند، زندگی می‌کند ،می‌خندد گریه می‌کند،شعر می‌خواند ، شعار می‌دهد، نق می‌زند ، داد می‌زند، آرام می‌شود، نیمرو درست می‌کند، یک لیوان چای می‌نوشد، موسیقی گوش می‌دهد، قرار می‌گذارد ساعت پنج هرجایی، یهو اما می‌میرد و در آن خاک آرام می‌گیرد.

۲۱ بهمن ۱۴۰۰

دست نوشته های من

ساعت چند پوپولیست شویم!

سالها پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا چند تن از جمهوری‌خواهان، برای آماده کردن ترامپ برای ورود به عالم رقابت سیاسی با او جلسه‌ آموزشی می‌گذارند.

۱۹ بهمن ۱۴۰۰

یادداشت های من

ما مجموعه ای از ضعفای قومیم!

خودش آدم نیازمندی بود این را بعدها از درد و دل‌هایش فهمیدم اما شده بود ارشد و تا وقتی که خودش گند زد و تبعید شد جای دیگر ، در برخورد با زیردستی‌ها رحم نداشت !

۱۴ بهمن ۱۴۰۰