Sunday, 26 June , 2022
امروز : یکشنبه, ۵ تیر , ۱۴۰۱ - 27 ذو القعدة 1443
شناسه خبر : 1916
  پرینتخانه » طنز و کاریکاتور, یادداشت تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۴۰۰ - ۲۳:۲۷ | | ارسال توسط :
دستنوشته های من!

آدم معمولی نباشیم!

من فکر می کنم خدا آدم‌های معمولی را دوست ندارد!
آدم معمولی نباشیم!

یک جایی خداوند خود می‌فرماید: « وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ یَقْدِرُ عَلَىَ شَیْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَیْنَمَا یُوَجِّههُّ لاَ یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَن یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»
و خدا مثلى [دیگر] مى‏زند: دو مردند كه یكى از آنها لال است و هیچ كارى از او برنمى‏آید و او سربار خداوندگارش مى‏باشد. هر جا كه او را مى‏فرستد خیرى به همراه نمى‏آورد. آیا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است یكسان است؟

به هرحال شاید برداشت من هم غلط باشد، اما ابراز عقیده که غلط نیست، من معتقدم خداوند آدم‌های معمولی یعنی دکترمعمولی؛ کارگرمعمولی؛ نانوای معمولی؛ خبرنگارمعمولی ؛ فالوور معمولی ؛ استاندارمعمولی ؛ شاعرمعمولی ؛ مامور قبض آب معمولی ؛ اینها را کمتر از آدم‌های ویژه مثل دکترویژه؛ کارگر ویژه؛خبرنگارویژه ؛ استاندارویژه؛شاعر ویژه، مامور قبض آب ویژه، دوست دارد!

اینکه ویژه بودن چیست که بحثی طولانی است اما معمولی بودن را تقریباً می‌توانم توضیح دهم

من می‌گویم درست است که سرنوشت تو سرِ ما زده گرفتار این نقطه‌ی جغرافیایی شدیم اما چه اشکالی دارد تو فقیر باشی اما فکر کنی ؛ بلی فکر کنی ، والله شرط معمولی نبودن همین‌قدر ساده است که گفتم ، کافی است طرف در کنار تمام بدبختی‌های خودش ۵ دقیقه بنشیند به بدبختی‌های هستی هم فکر کند ؛ منظورم عالم هستی است!

اگر فکر کردیم بعد فقط مچ دستمان ؛ کمرمان؛ زانوهایمان به وقت کار درد نمی‌گیرد ؛ بلکه تا آنجایمان (آنجا : پشت گوش راستمان) می‌سوزد وقتی به یکی از اقوام ترک ساکن شمال آسیای میانه که به زبان قزاقی صحبت می‌کنند فکر می‌کنیم!

روزنامه‌نگاریم ، هرکی می‌خواهیم باشیم، گاهی بنشینیم در خلوتمان فکر کنیم مثلاً چرا با اینکه رئیس جمهوری ونزوئلا دستور هفت برابر شدن حقوق کارگران (هفت میلیون بولیوار) در ماه را داد اما با همین مبلغ امکان خرید یک کیلوگرم گوشت وجود ندارد چون هفت میلیون بولیوار معادل تنها ۲.۵ دلار آمریکا است!

بعد که فکر کردیم و هیچی نفهمیدیم، برویم در مورد موضوعات ساده‌تری مثل همین اخبار استان خودمان فکر کنیم!

یا مثلاً فرض کنیم طرف مدیرکل غله و خدمات بازرگانی استانی باشد ، خوب چقدر خوب است طرف بعد از گران کردن قیمت نان بنشیند فکری هم به حال کیفیت نان کند!

به هرحال من فکر می‌کنم آدم معمولی مفتش در این دنیا گران است و اگر قرار است معمولی باشیم همان بهتر که براثر یک حادثه معمولی بمیریم ….!

نویسنده : ابوذربابایی زاده
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی باشد منتشر نخواهد شد.